تبليغاتX
.•*..*•.تنهاترين تنها زير بارون.•* *

.•*..*•.تنهاترين تنها زير بارون.•* *

همیشه واسه گلی خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید یادش باشه ریشش کجاست

درباره وبلاگ

کسانی که در دنیای سکوت فرو رفته اند سخنها میگویند که گفتن ان در دنیای حقیقت امکان ناپذیر است ...

نویسندگان

بخش ویژه

      

جمعه بیست و چهارم خرداد 1387

:: حقایق وارونه ::

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

چاپلين از گريه ها گفت...ما خنديديم !

تارکوفسکی از پليدی و زشتی ها گفت...ما زيبا ديديم !

پيکاسو از حقيقت گفت...ما دروغش پنداشتيم !

پيامبران از زمين و زندگی در زمين گفتند...ما سخنانشان را در آسمان ها جستجو کرديم !

حرف زدن تو بهانه ای بود برای حرف های من و حرف های من بهانه برای سکوت تو !

جمعه دهم خرداد 1387

.:من:.

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

من که از درون دیوارهای مشبک، شب را دیده ام


و من که روح را چون بلور بر سنگترین سنگ های ستم کوبیده ام


من که به فرسایش واژه ها خو کرده ام


و من - باز آفریننده’ اندوه

 
هرگز ستایشگر فروتن یک تقدیر نخواهم بود


و هزگر تسلیم شدگی را تعلیم نخواهم داد


زیرا نه من ماندنی هستم و نه تو ...


آنچه ماندنی است ورای من و تو است.

...

جمعه دهم خرداد 1387

۸تا جمله کوتاه و پند آموز .

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
۸تا جمله کوتاه و پند آموز .

۱.زیباترین کلمه:عشق

۲.پر احساس ترین کلمه:محبت

۳.پر معناترین کلمه:نگاه

۴.عالیترین کلمه:دوستی

۵.تلخ ترین کلمه:جدایی

۶.دردناکترین کلمه:خیانت

۷.بدترین کلمه:تمسخر

جمعه دهم خرداد 1387

نميخوام بگم....

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
نميخوام بگم....

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...چوندنيا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل گلي. . چون گل هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس... چون شب هم بالاخره تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل آب پاک و زلالي... چون...چون آب که هميشه پاک نميمونه...

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

عاطفه

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

 

Image hosting by TinyPic 

باید برای عاطفهفکری کرد

پشت حصارفاصله هاجامانده

ایاکسی به تازگی ازاحساس

شعری برای تازه شدن خوانده؟

جمعه بیست و سوم فروردین 1387

هر آدمی دو قلب دارد، قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
  هر آدمی دو قلب دارد، قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.


   قلبی که از ان با خبر است، همان قلبی است که در سینه می تپد، همان که گاهی می شکند،

 گاهی با این دل می شود دلبردگی و بیدلی را تجربه کرد. دل سوختگی و دل شکستگی هم توی

همین دل اتفاق می افتد. سنگدلی و سیاه دلی هم ماجرای این دل است.


    با این دل است که عاشق می شویم، با این دل است که دعا می کنیم، و گاهی با همین دل است که نفرین می کنیم و کینه می ورزیم و بددل می شویم.


    اما قلب دیگری هم هست. قلبی که از بودنش بی خبریم. این قلب اما در سینه جا نمی شود، و به جای آن که بتپد می وزد و می بارد و می گردد و می تابد.


   این قلب نه می شکند و نه می سوزد و نه می گیرد، سیاه و سنگ نمی شود، از دست هم   نمی رود.زلال است و جاری، مثل رود و مثل نسیم. و آن قدر سبک که هیچ وقت، هیچ جا نمی ماند. بالا می رود و بالا میرود و بین زمین و ملکوت می رقصد. آدم همیشه از این قلبش عقب می ماند.


   این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی، او دعا می کند، وقتی تو بد می گویی و بیزاری، او عشق می ورزد، وقتی تو می رنجی او می بخشد....


   این قلب کار خودش را می کند، نه به احساست کاری دارد، نه به تعقلت، نه به آنچه می خواهی. و آدم ها به خاطر همین دوست داشتنی اند. به خاطر قلب دیگرشان، به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند.

جمعه شانزدهم فروردین 1387

ای دوست ! !

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
ای دوست  ! !

اي دوست ! من آن نيستم كه نمايانم . ظاهر من غير از لباسي بافته از

 

 سهل انگاري و زيبايي نيست كه مرا از پرسشهاي تو و تو را از

 

فراموشي من در امان ميدارد.

 



و اما مني كه در من پنهان است و ادعا ميكند كه من است ؛ رازي

 

 پوشيده است كه در اعماق وجودم پنهان است و هيچ كس جز من از آن

 

خبر ندارد و بدين گونه تا ابد پنهان و مخفي ميماند.

 



اي دوست!از تو ميخواهم كه آنچه ميگويم تصديق نكني و به آنچه ميكنم

 

 اعتماد ننمايي.چون گفته هايم چيزي جز صداي انديشه هاي ديوانه اي

 

خود شناخته و اعمالم چيزي جز سايه هاي آرزويت نيست.

 



اي دوست!وقتي ميگويي باد شرقي ميوزد من هم فورا ميگويم آري.

 

باد شرقي ميوزد.چون نميخواهم بداني كه فكر من در امواج درياست نه

 

در بند باد.تو افكارت را با باد به هم مي بافي و افكار مرا كه وراي

 

 درياهاست را درك نميكني و چه خوب كه درك نميكني چون ميخواهم به

 

تنهايي بر دريا قدم گذارم.

 



اي دوست ! وقتي روز تو با خورشيد روشن است ؛ نزد من ظلمت شب 

است.با وجود اين من از پشت پرده هاي ظلمت از نور خورشيد كه بر

 

قلل كوه ها ميرقصد و از رقصش سايه هاي سياهي بر دره ها و باغها

 

مي اندازد ميگويم.من از همه اينها ميگويم ؛ چون تو نميتواني ترانه هاي

 

ظلمت مرا بشنوي وسايش بالهاي مرا بين ستارگان و سيارات نميبيني . و

 

انگار كه من نميخواهم كه ببيني و بشنوي.چون من ميخواهم تنها شب را

 

تنها بگذرانم.

 



اي دوست ! هنگامي كه تو بر آسمانت صعود ميكني من در دوزخم فرو

 

ميروم. با وجود اين تو از آن گذرگاه سخت مرا ميخواني.(( اي دوست من

 

؛ رفيق من )) و من جواب ميگويم (( رفيق من ؛ دوست من )) .چون

 

نميخواهم دوزخم را ببيني.لهيبش چشمت را مي سوزاند و دودش مشامت

 

را پر ميكند.اما من نميخواهم تو به دوزخ من بيايي و از همه چيز گله

 

كني.چون ميخواهم در دوزخم تنها باشم.

 


اي دوست من!  تو انساني دانا هشيار و بزرگواري.اصلا نه؛ تو انساني

 

كامل هستي. من هم به خاطر بزرگواري تو با دانايي و هشياري با تو

 

سخن ميگويم. من ديوانه اي دور از جهان تو و در عالم دور و غريبم

 

ولي ديوانگي ام را پنهان ميكنم. چون ميخواهم به تنهايي ديوانه باشم.

 



اي دوست! گرچه در كنار هم راه رفتيم . ولي مقصدمان دور از هم

 

بود.من به تنهايي راه ميروم ؛ شايد ديوانه اي بخواهد تنها با من راه

 

برود. اگر آن ديوانه اي ؛ پس ديگر دوستم نيستی بلكه خود مني .

جمعه دهم اسفند 1386

خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
     خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
     خداحافظ کمی غمگین به یاد اونهمه تردید
     به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
     اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
     نه اینکه میشه باور کرد
     دوباره آخر جاده است
     خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
     بدونی بی تو و باتو همینه رسم این دنیا
     خداحافظ خداحافظ همین حالا خداحافظ
سه شنبه هفتم اسفند 1386

يک عدد از 0 تا 99 را انتخاب نماييد .

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
  منبع مطلبwww.2nds.blogfa.com

 يک عدد از 0 تا 99 را انتخاب نماييد .

    ۱ - در صورت تک رقمي بودن انتخابتان، يک صفر جلوي آن بگذاريد
    2- دو رقم را با هم جمع نماييد
    3- عدد جديد را از عدد قديم کم کنيد
    4- شکلک مقابل عدد حاصل را به ذهن بسپاريد
    5- بر روي گوي آبي رنگ کليک نماييد
    6- چه شکلکي برايتان نمايش داده شد؟؟
    مثال :

    عدد ۵۱

    ۶=۱+۵
      ۴۵=۵۱-۶

    شکلک شماره ۴۵ را به خاطر بسپارید و روی گوی جادوئی کلیک کنید
    چی می بینید؟
    اگه می خواید دوباره امتحان کنید روی کلید "try again" کلیک کنید.
 
 


 

 
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386

این طرف تظاهرات را هم ببینید

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

منبع : نا معلوم - صاحب امتیاز خود را معرفی کند

شنبه ششم بهمن 1386

توصيه براي لذت بردن از زندگي

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
 توصيه براي لذت بردن از زندگي تاريخ ارسال: پنجشنبه، 22 شهریورماه 1386
1- به تماشاي غروب آفتاب بنشينيد. 2- بيشتر بخنديد. 3- کمتر گله کنيد. 4- با تلفن کردن به يک دوست قديمي، او را غافلگير کنيد. 5- هديه‌هايي که گرفته‌ايد را بيرون بياوريد و تماشا کنيد. شايد برايتان قابل استفاده باشند. 6- دعا کنيد. 7- در داخل آسانسور با آدمها صحبت کنيد. 8- هر از گاهي نفس عميق بکشيد. 9- لذت عطسه کردن را حس کنيد. 10- قدر اين که پايتان نشکسته است را بدانيد. 11- زير دوش آواز بخوانيد. 12- با بقيه فرق داشته باشيد. 13- کفشهايتان را عوضي پايتان کنيد و به خودتان بخنديد. 14- به دنياي بالاي سرتان خيره شويد. 15- با حيوانات بازي کنيد. 16- کارهاي برنامه‌ريزي نشده انجام دهيد. براي انجام آن در همين آخر هفته برنامه‌ريزي کنيد! 17- براي کاري برنامه‌ريزي کنيد و آن را درست طبق برنامه انجام دهيد. البته کار مشکلي است! 18- از تناقضات لذت ببريد. 19- دستان خود را در آسمان تکان دهيد. 20- در حوض يا استخري که ماهي دارد شنا کنيد، کنار آنها. 21- از درخت بالا برويد. 22- در حال رفتن به کلاس، يکبار دور خودتان بچرخيد. 23- به ديگران بگوئيد که خوشگل شده‌اند. 24- مجموعه‌اي از يک چيز (تمبر، برگ، سنگ، جغد، ...) براي خودتان جمع‌آوري کنيد. 25- هر وقت که امکانش وجود داشت پابرهنه راه برويد. 26- آدم برفي يا خانه ماسه‌اي بسازيد. 27- بدون آن که مقصد خاصي داشته باشيد پياده روي کنيد. 28- وقتي تمام امتحاناتتان تمام شد، براي خودتان يک بستني بخريد و با لذت بخوريد. 29- جلوي آينه شکلک در بياوريد و خودتان را سرگرم کنيد. 30- فقط نشنويد، سعي کنيد گوش کنيد. 31- رنگهاي اصلي را بشناسيد و از آنها لذت ببريد. 32- وقتي از خواب بيدار مي‌شويد، زنده بودنتان را حس کنيد. 33- زير باران راه برويد. 34- تا جايي که مي‌توانيد بالا بپريد. 35- برقصيد. حتي در تختخواب. 36- کمتر حرف بزنيد و بيشتر بگوئيد. 37- قبل از آن که مجبور به رژيم گرفتن بشويد، حرکات ورزشي انجام دهيد. 38- بازي شطرنج را ياد بگيريد. 39- کنار رودخانه يا دريا بنشينيد و در سکوت به صداي آب گوش کنيد. 40- هرگز شوخ طبعي خود را از دست ندهيد
شنبه ششم بهمن 1386

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
نقاشی 100 متری ( تصویری ) تاريخ ارسال: جمعه، 23 شهریورماه 1386
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:دانش آموزان چشم بادامی در آستانه روز آموزگار در این کشور دست به ابتکار جالبی زده اند؛آنان یک نقاشی 100 متری کشیدند و در میدان شهر به نمایش گذاشتند. naghashi.jpg به گزارش روزجمعه گروه حوادث ایسکانیوز: هنرمندان خردسال چینی به مناسبت روز آموزگار در کشورشان، یک نقاشی 100متری کشیدند و آن را در میدان «فیونگ یانگ»ایالت آنهویی به نمایش گذاشتند. در این نقاشی بلند، هزار دانش آموز از سراسر چین گرد هم آمدند تا اثری زیبا و به یاد ماندنی خلق کنند و به پاس قدردانی از زحمت های آموزگارانشان به آنان تقدیم کنند. گزارش ایسکانیوز می افزاید، ازسپتامبر 1984 میلادی همه ساله روز آموزگار در سرزمین چشم بادامی ها جشن گرفته می شود./120 خبرنگار: 114


دوشنبه سوم دی 1386

زندگي نامه احمد شاملو

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

زندگي نامه احمد شاملو


 

احمد شاملو در بيست و يكم آذر سال 1304 در خانه 134 خيابان صفي علي شاه تهران متولد شد. پدرش حيدر و مادرش كوكب عراقي بود. به دليل اينكه پدرش افسر ارتش بود و از اين شهر به آن شهر اعزام مي شد , شاملو هرگز نتوانست همراه خانواده براي مدتي در شهري ماندگار شود و تحصيلات مرتبي داشته باشد در سال 1322 براي اولين بار پايش به زندان هاي متفقين باز شد , اين در حقيقت نيز تير خلاصي بود به تحصيلات نامرتب او.
شاملو در سال 1326 نخستين مجموعه شعرش را به نام "آهنگ هاي فراموش شده" منتشر كرد. "آهنگ هاي فراموش شده" مجموعه اي ناهمگون از شعر هاي كاملا سنتي تا اشعار نيمايي شاملو بود , حتي نوشته هاي كاملا بي وزن,قافيه و آهنگ كه بعد ها به نام شعر منثور يا شعر سپيد شهرت يافت در آن ديده مي شود. انتشار اين مجموعه ها در دنياي شاعري شاملو اهميت چنداني نداشت و همچنان كه خود او در مقدمه كتاب پيش بيني كرده بود كه اين نوشته هاي منظوم و منثور آهنگ هايي بود كه زود به دست فراموشي سپرده شد. اما اين مجموعه به جهت آنكه حاوي نخستين نمونه هاي شعر سپيد فارسي است نشر آن در اين سال قابل توجه است.
شاملو از انتشار اين كتاب و عدم استقبالش افسرده نشده و به كار ترجمه و فعاليت هاي ادبي در نشريات ادامه داد. در سال 1330 او مجموعه شعر "قطعنامه" و شعر بلند "23" را منتشر كرد. اين مجموعه حاوي 4 شعر بلند بود كه نشان مي داد , شاملو با عبور از شيوه نيمايي براي خود راه تازه اي مي جويد كه خود نيما و پيروان راستين او هرگز علاقه چنداني به آن نشان ندادند.
پس از اين مجموعه "شعر آهن ها و احساس ها" را منتشر ساخت. در اين دوره شاملو به مدت يكسال در زندان به سر مي برد كه پس از آزادي به فعاليت هاي ادبي و فرهنگي خود ادامه مي دهد و تا آخرين روز هاي زندگي دست از كار نمي كشد. شاملو پس از يك دوره ترديد و نوسان ميان غزل و شعر اجتماعي سر انجام راه خود را برگزيده و در مسيري قرار گرفت كه به عنوان يكي از برجسته ترين شاگردان نيما كه راه جديدي را در عرصه شعر و شاعري ايجاد كرده است به شمار مي رود. او از شعر شاعران جهان تاثير پذيرفت و خود نيز بسياري از اشعار شاعران جهان را به فارسي برگرداند و يا به گونه اي باز سرايي كرد كه بي گمان بسياري از باز سرايي هاي شاملو از اصل شعنيز بهتر و رساتر شده اند. او تاريخ ادبيات كهن را به خوبي مي شناخت,البته شايد درباره بعضي از اظهار نظر هايي كه درباره شاعران كرده است دچار اشتباه شده است , اما توانايي او در شعر كلاسيك غير قابل انكار است. حاصل آشنايي او با ادبيات كلاسيك , تصحيح و روايت از "افسانه هاي هفت گنبد" , "رباعيات ابو سعيد ابوالخير" , "خيام" و "حافظ شيرازي" است.آشنايي او با ادبيات جهان ترجمه آثاري چون نمايشنامه "عروس خون" , "افسانه هاي چيني" , "اشعار لوركا" , "رمان پا برهنه ها" , "سي زيف و مرگ" , "غزل غزل هاي سليمان" , "مفت خوره ها" , "شهريار كوچولو" و ... "دن آرام" كه بي شك شاهكار او بشمار مي رود. شاملو "دن آرام" را ظرف مناسب براي كتاب كوچه يافت و در اين كتاب دست به تجربه هاي جديدي در عرصه ترجمه زد. اگر شاملو اعر هم نبود , تنها با اين ترجمه بي نظير در تاريخ ادبيات ايران نامش ماندگار مي ماند.
شاملو پس از انتشار مجموعه هاي "باغ آينه (1338) , آيدا در آينه (1343) , آيدا درخت و خنجر و خاطره (1334) ققنوس در باران (1354) مرثيه هاي خاك (1348) شكفتن در مه (1349) ابراهيم در آتش (1352) و دشنه در ديس (1356) " در زبان به ديگاهي كاملا مستقل ذست يافت و موقعيت و جايگاه ممتازي ميان شاعران نوپرداز و تحصيل كردگان متمايل به غرب پيدا كرد . ويژگي عمده شعر هاي او از لحاظ محتوا نوعي تفكر فلسفي-اجتماعي است و از طريق تمثيل نماد و اسطوره هاي غربي و انساني بيان مي شود , به ويژه اينكه او در خلال اشعار اشاره هاي روشني به نماد مسيحيت درد كه شعر او از اين جهت نيز متمايز مي شود.
آزادي اغلب شعر هاي او از هر نوع قيد اعم از وزن و قافيه به شيوه هاي سنتي ويژگي عمده اي است كه در شعر نو ايران سابقه چنداني ندارد. به نظر مي رسد كه آهنگ سخن او گاه به نثر هاي سده چهارم و پنجم و زبان ترجمه هاي تورات و انجيل نزديك مي شود , در همين راستا ناقدان از تاثير آشكار نثر بيهقي بر شعر شاملو غافل نمانده اند. شعر شاملو از نظر بيان , فرم و پرداخت ادبي , استفاده مبتكرانه از عناصر ادبي و زباني بسيار حائز اهميت است و از جهات مختلف قابل بحث و بررسي است.
شاملو با يك عمر پايمردي و تلاش در عرصه فرهنگ و ادب ايران و جهان بالاخره در بامداد يكشنبه دوم مرداد ماه 1379 ديده از جهان فرو بست.

دوشنبه سوم دی 1386

اگر گفتيد...

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

اگر گفتيد...

اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیست؟ درا نگلیس شما یک کیف اسکناس می برید و با آن یک ماشین می خرید . اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برید و با آن یک کیف پول می خرید . اگر گفتیدفرق گردش در تهران و پاریس چیست ؟ در پاریس هر وقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شوید و در تهران هر وقت شما خواستید گردش کنید سوار ماشین می شوید . اگر گفتیدفرق یک مجرم در ایران با یک مجرم در جاهای دیگر چیست؟ در همه جا آدم اول جرمش معلوم می شود و بعد زندانی می شود در ایران آدم اول زندانی می شود وبعد جرمش معلوم می شود . اگر گفتیدفرق یک تخم مرغ در تهران و در مسکو چیست ؟ در مسکو اگر تخم مرغ را زیر مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا یک جوجه تخم بیرون می آید ، اما در تهران پس 21 روز ممکن است از تخم مرغ هر موجودی بیرون بیاید ، مثلا یک شتر اگر گفتیدفرق محل کار ایرانی ها و آمریکایی ها چیست؟ مردم آمریکا در خانه استراحت میکنند ، در اداره کار میکنند و در خیابان تفریخ، اما مردم ایران در خانه تفریح میکنند ،در اداره استراحت ، و در خیابان کار . اگر گفتیدفرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیست ؟ یک نویسنده آلمانی وقتی نوشته هایش چاپ شد معروف می شود ولی یک نویسنده ایرانی وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود؟ اگر گفتیدفرق یک تاجر ایرانی با یک تاجر عرب چیست ؟ تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شود ، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و بدبخت می شود. اگر گفتیدفرق پلیس راهمایی و رانندگی در ایران با جاهای دیگر دنیا چیست؟ در همه جای دنیا وقتی ترافیک ایجاد می شود سرو کله پلیس راهنمایی و رانندگی پیدا می شود ، اما در ایران وقتی سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک ایجاد می شود . اگر گفتیدفرق یک زندانی در ایران ا یک زندانی در اروپا و آمریک چیست ؟ در اروپا و آمریکا وقتی کسی زندانی میشود اعتبارش را از دست می دهد ، اما در ایران وقتی کسی زندانی می شود اعتبار به دست می آورد. اگر گفتیدفرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان چیست؟ در همه جای دنیا وقتی کسی موفق شود همه به او نزدیک می شوند و با او شریک می شوند و به او کمک میکنند ، اما در ایران وقتی کسی موفق شود همه از او فاصله می گیرند و رابطه شان را با او قطع می کنند و جلوی کارش را می گیرند. اگر گفتیدفرق سیستم اداری ایران با کانادا چیست؟ سیستم اداری کانادا چون کار مردم را راه می اندازد و به آنها کمک می کند از مردم پول میگیرد ، اما سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم می گیرند از آنها پول می گیرد. اگر گفتیدفرق یک ماشین در تهران با بلژیک چیست؟ در بلژیک شما وقتی یک ماشین می خرید دائما قیمت آن کم می شود ، اما در تهران شما وقتی یک ماشین می خرید دائما به قیمت افزوده می شود. اگر گفتید تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیست؟ در همه جای دنیا آدم وقتی دشمن داشته باشد جلوی کارش گرفته می شود ، اما در ایران وقتی آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگیزه کار پیدا می کنند. اگر گفتید تفاوت موسیقی در تهران با موسیقی در جاهای دیگر دنیا چیست ؟ در همه جای دنیا وقتی موسیقی در مکان عمومی پخش می شود صدای آن را زیاد می کنند و وقتی در خانه پخش می شود صدای آن را کم می کنند اما در ایران و قتی موسیقی در خانه پخش می شود صدای آن را زیاد میکنند و وقتی در مکان عمومی آن را پخش می کنند صدای آن را کم می کنند

دوشنبه سوم دی 1386

فال روز

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

کلا چهار نوع  سمبل مختلف در   جدول وجود دارد که از شماره ی يک تا سيزده ميباشد به رنگ و شکل ورقها دقت کنيد

 

1

1 1 1
2 2 2 2
3 3 3 3
4 4 4 4
5 5 5 5
6 6 6 6
7 7 7 7
8 8 8 8
9 9 9 9
10 10 10 10
11 11 11 11
12 12 12 12
13 13 13 13
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
سالها گذشت حتي ماه هم فرسوده شد و خورشيد كوله بارش را بست و رفت ...

روز ها گذشت و ستاره ها از بودن خود احساس پشيماني كردند و ابرها از آشفتگي

سر به نا كجا آباد گذاشتند ... ساعتها گذشت بادها خروشان تر از قبل شدند و باران

 التماس خنده را كرد ... دقيقه ها گذشت و گلها رنگ پريده تر از قبل شبنم گريه را

سر دادند و پژمردند ... ثانيه ها گذشت و سنگ فرش ره عشق جا پاي عابري را به

 روي خود نديد ... آري همه چيز گذشت ... و اين من بودم و هستم كه هنوز انتظار

وصل تو را دارم

جمعه نهم آذر 1386

چارلی چاپلین

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

چارلی چاپلین

من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما  سکه

صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام.

جمعه دوم آذر 1386

زندگی

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

زندگي حکايت مرد يخ فروشيست
که به او گفتند:"فروختي؟!"
...گفت:
               "نخريدند ولي تمام شد...!!".

 

سه شنبه پانزدهم آبان 1386

خواستم تا بار ديگر چیزی بنويسم

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

خواستم تا بار ديگر چیزی بنويسم
قلم نعره کشيد ... کاغذ پاره شد ... افکارم در هم گرديدند ...
همه از من تقاضای سکوت کردند .
قلم ميدانست که بايد شرح دردها و غمها را بصورت کلمات نقاشی کند .
کاغذ می دانست که در زير سطور غم و اندوه محو می شود .
و ... افکارم ميدانستند که از در همی همانند زنجيری سر در گم می شوند .
و من خاموش سکوت را برگزيدم .
اما ....
چشمانم سکوت مرا با اشک معاوضه کردند .
و قطره های اشک و اندوه دل
مثل باران بهار
ارمغان کوير گونه ها شدند .
  

دوشنبه هفتم آبان 1386

خواندنی

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

خيلي ها مترسك رو دوست ندارند چون پرنده هارو ميترسونه ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درك ميكنه

 

حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار

 

وقتي از كسي كينه‌اي به دل مي‌گيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده‌اي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشه‌اي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري

 

بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم

سه شنبه یکم آبان 1386

به پندار تو:

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
به پندار تو:

 

جهانم زيباست!

 

جامه ام ديباست!

 

ديده ام بيناست!

 

زيانم گوياست!

 

قفسم طلاست!

 

به اين ارزد كه دلم تنهاست؟

چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386

آرزو دارم که خانه ای داشته باشم

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

آرزو دارم که خانه ای داشته باشم که بارانش از زمین به آسمان ببارد ,

 

 ستاره هایش بجای چشمک زدن با پر رویی به آدم نگاه کنند و ماهش

 

 در یک مشت جا شود تا بتوانم تک تک خانه ها را با نورش روشن کنم !

 

آرزو می کردم به جای راه رفتن پرواز می کردم ,

 

 در آن صورت هیچ وقت برای رسیدن به مقصدم غصه نمی خوردم ! ! !

 

ای کاش بتوانم در استخر شکلات شنا کنم !!

 

باتلاقی هستم که فقط دردها در آن فرو می روند!!

 

شب در کدامین شب خواهد مرد خواب کی از خواب بیدار خواهد شد؟!

دوشنبه بیست و سوم مهر 1386

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

در ظلمت شب در سکوت ننگین تبعیض

به ستاره ها زل زده ام و به اینده می اندیشم

چون سر فرود اورد خورشید مساوی

تو با شلیک مساوی در سیاهی شب رفته ای

و من مانده ام با خاطرات تلخ تو

زیرا سالهاست سینه ام اماج گلوله های تو است تبعیض

.........منبع از بلاگ http://www.dardmoshtarak.blogfa.com/

دوشنبه بیست و سوم مهر 1386

بیاد مادرم که چشمه نور بود

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

با کسب اجازه از فرهنگ جلالی و تقدیم به همه مادران سر زمینم

من یک زنم

برده و سرور خویشم،


مادر صلح و دوستی

و دشمن عداوت و قهرم من.


آزادم بگذار
سهم من از زندگی همان است که بهره تو نیز


رهایم کن بگذار آن باشم که میخواهم که میتوانم که میکوشم.
هیئت زندگی را من به تو بخشیدم


آنزمان که تخم وجودت در نهاد خویش پرورندام
و شیره جانم را شیر دهانت کردم
تا حلال جانم را بنوشی و رشد کنی.


چه دانستم که پروراندم
دشمن جانمی در وجود خویشتن
که رسالتت به غلط به زنجیر کشیدن من باشد.

رهایم کن انگونه که رهایت ساختم از نهانخانه جانم
بگذار زندگی کنم پیش از آنکه
" دم فرو بندم از زنده گی".


بگذار دوشادوش تو لذتِ زنده گی برم از زمین
پیش از آنکه فرو افتم در خاک سرد و نمورش


بگذار زندگی کنم
آنگونه که میخواهم
آنگونه که میتوانم
آنگونه که میکوشم.


جهنم زیر پایم ارزانی دیگران

بگذار بپوشم

بنوشم

بگذار زندگی کنم

بگذار آن باشم که میخواهم.

برای مادرم که در "خستگی متولد شد" و هرگز کسی "نگاهش را ندید" و " صدایش را نشنید".

لندن.سپتامبر۲۰۰۷.

یکشنبه بیست و دوم مهر 1386

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،

بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.

یکشنبه بیست و دوم مهر 1386

قالیچه ای به اسم جوانی

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی ... می تازیم و گرد و خاک می کنیم ...

زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شدیم به اسم «غرور» ...

 دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم سرا پا شور...

 برد و باخت را می شناسیم ؟؟؟ آشناییم با شئور؟؟ و جداییم با غم ؟؟

 یا غرق در غرور ؟؟ چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ...

 چیزی از جنس جستجو ... چیزی مثل خیال یه آرزو ...

شنبه بیست و یکم مهر 1386

امروز

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::
امروز روز پروانه شدن است و فردا روز سوخته شدن ...
امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن ...
امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن ...
امروز روز بهار شدن است و فردا روز پاییز شدن ...
امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن ...
امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن ...
امروز روز قصه شدن است و فردا روز غصه شدن ...
امروز روز بیست شدن است و فردا روز نیست شدن ...
امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن ...
امروز روز آشنا شدن است و فردا روز غریبه شدن ...
امروز روز داد شدن است و فردا روز بیداد شدن ...
امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثیه شدن ...
امروز روز همنفس شدن است و فردا روز در قفس شدن ...
امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن ...
امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن ...
امروز روز عاشق شدن است و فردا روز بیزار شدن ... !!!
شنبه بیست و یکم مهر 1386

قــانــون

نویسنده: :::::::: مهرداد :::::::::

شايع ترين کلمه "شهرت" است... دنبالش نرو.

لطيف ترين کلمه "لبخند" است...آن را حفظ کن.

حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت" است... از آن فاصله بگير.

ضروري ترين کلمه "تفاهم" است... آن را ايجاد کن.

سالم ترين کلمه "سلامتي" است... به آن اهميت بده.

اصلي ترين کلمه "اطمينان" است... به آن اعتماد کن.

بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي" است... مراقب آن باش

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Template Blog

blogfa

قالب وبلاگ


[photoshop-me.blogfa.com]

تنهاترین تنها ، زیر بارون